|
به قول یه دوست شاعر یه شعر یا باید اون قدر قوی باشه که احتیاج به نقد نداشته باشه یا اونقدر ضعیف باشه که ارزش نقد و نداشته باشه
خوب بود یا بد بود و نمی خوام اگه میشه نقد کنید
با احترام
می خوام آسون بگیرم من که آسون گیر ِ من باشی
نمی خوام حس کنم تنهام ، می خوام درگیر ِ من باشی
بشور این قلب خاکی مو ، نمی خوام حس کنم پوچم
نمی خوام بعد ِ این شستن ، هنوز فِک کنم نوچم
بیا له کن قدم هام و بذار باور کنم هستی
بدونم که تو پابندی ، به من ، اون عهدی که بستی
نمی گم با تو تا کردم نمی گم با بَدت ساختم
ببین ، تو دستای آخر ، تموم ِ عمرم و باختم
بذار ته برگ و بردارم ، بذار که دستمون نو شه
نذار تو فصل بی گندم ، تموم ِ کِشتمون جو شه
فقط یک فرصت دیگه حالا که غرق احساسم
نمی خوام یِربه یِر باشیم ، با اینکه صاحب آسَم
نمی خوام سیر ازت باشم ، نمی خوام سیرِ من باشی
نمی خوام حس کنم تنهام می خوام درگیر من باشی
|