این شعر رو پیش تر آپ کرده بودم اما گمانم نیاز به نقد و بررسی دوستان و اساتید توانایی داره که افتخار آشنایی شون و اخیرا پیدا کردم
منتظر قلم های توانا تون هستم
*************************
جایی میان آینه یک روح ، بی نفس
جایی اسیر نه ، اما اندیشه در قفس
جایی برای مرگ هم مرحم می آورند
جایی هوا برای نفس کم می آورند
جایی تمام خاطره هاشان کپک زدند
جای دگر به زیرکی آن را نمک زدند
جایی سکوت پُر عطش چون آفتاب ظهر
فریاد معنی اش آن جا یک راز سر به مُهر
جایی ترکم دل ها بیداد می کند
جایی صدای فاصله فریاد می کند
اینجا تمام من و تو بر ظلم شاهدیم
آدم و من و تو وقتی یک مای واحدیم
کآقا باید و آنگاه تفسیر عاشقیست
با او دلیل نبودن ، مرگ شقایقیست
میدانم آقا تو نیایی این جا جهنم است
با تو کویر شاهد باران نم نم است
کوچکترین خبر این جا مرگ قناری است
اینجا عداللت پنهان در شعر جاری است
زندانی قفس اینجا مرد عدالت است
جرم تمامی مردم قدری صداقت است
با این تصور باطل دل بی قرار تو ؟
اینجا بگو که می شود در انتظار تو ؟
وقتی که کوه گناه را ما بنده می شویم
آقا نیا .......... تو بیایی ، شرمنده می شویم
|